سيد محمد باقر برقعى
680
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
دلبسته و رام توام ، سرمست از جام توام * ديوانهء نام توام ، نامآور دوران من تو جان و جانان منى ، دين و دلوجان منى * معبود و ايمان منى ، آرى فدايت جان من هستىِ من از هستِ توست ، آخر دلم سرمست توست * پيمانهام در دست توست ، اى آخرين پيمان من مهر تو شد فرشيد من ، روى تو شد خورشيد من * عشق تو شد امّيد من ، حبّ تو شد ايمان من در راه تو كوشندهام ، در وصل تو پويندهام * جانا به مهرت زندهام ، اى فرّه يزدان من اى جان جانان جان تو ، جان از پى فرمان تو * خواهم رود قربان تو ، هم اين من هم آن من رشك جهانى اى وطن ، فخر زمانى اى وطن * يعنى جنانى اى وطن ، اى آيت فرقان من تا مهر و مه تابنده است ، تا نام دنيا زنده است * تابنده و پاينده است ، ايران من ، ايران من گيله مرد نخل امّيد اهل دردم من * اهل دردم كه در نبردم من خرّم و بىغشم چو آب حيات * اشك چشمان شبنوردم من فارغ از قيد رنگ و نيرنگم * از صفا در زمانه فردم من نيست بيمى مرا ز گردش چرخ * گو بگردد كه تا بگردم من سرو آزادهء تهى دستم * فخرم اين بس ، كه گيله مردم من